تبليغاتX
یکی بود یکی نبود

به سراغ من اگر می ائید پشت هیچستانم. پشت هیچستان جائی ست. پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهائی ست که خبر می ارند از گل وا شده ی دورترین بوته ی خاک. روی شن ها هم نقش های سم اسبان سواران ظریفی ست که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند. پشت هیچستان چتر خواهش باز است :تا نسیم عطشی دربن برگی بدود زنگ باران به صدا می اید. ادم اینجا تنهاست و در این تنهائی سایه ی نارونی تاابدیت جاری ست. به سراغ من اگر می ائید نرم و اهسته بیائید مبادا که ترک بر دارد چینی نازک تنهائی من!!!

 

 

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

نوشته شده توسط یه دوست!!! در ساعت  | لینک  |