تبليغاتX
یکی بود یکی نبود

 

سلام دوستان عزیزم بعد از بهار فرصت نشد تا درباره آنچه گذشت با یگدیگر صحبت کنیم ..تعطیلات امسال برای من بر خلاف هر سال از سکوت و یک رنگی خاصی رنج می برد و هر چه بود گذشت ...بر خلاف هر سال مشهد ،زادگاهم،نرفتیم و به علت کنکور محمدرضا در خانه ماندیم تا ایشون درس بخونن و نا گفته نماند در مجموع من بیشتر ازاون درس خوندم!!!کل تعطیلات در خانه ماندیم و تنها همدم من همین وبلاگم بود که اصلا حتی یک بار هم آپش نکردم(چه همدمی)بیشتر ترجیح دادم خواننده ی بلاگهای دوستان باشم چون به مناسبت عید همگی آپ کرده بودند و بعد سیزده به در بود که خاطره ای فراموش نشدنی در کنار خانواده زن عمویم برایم رقم خورد ..عالی بود و باران هم مانع خوشحالی ما نشد و همگی به شادی خود حتی در زیر باران که گاه تند میشد ،ادامه می دادیم و کلی با بهنیا کوچولو ،پسر عموم ،خندیدم چون دستش شکسته بود و مرتب در بازی، حتی از تیم خودش کتک می خورد و اما کوتاه نمیاورد...

از همه ی این ها بگذریم در کنار خانواده بودن هم برایم شیرین بود که امسال آنرا تجربه کردن چون عید هر سال من و نیلو فر با هم هستیم و همه چیز را از یاد می بریم ..اما امسال که از هم دور بودم طعم شیرین عید دیدنی با  خانواده ام را دوباره تجربه کردم هرچند دوری از نیلو برایم سخت بود اما به هر حال!!!!

________________________________

1.تولدم هم گذشت و از همگی شما دوستان مهربانم ممنون و سپاسگذارم به خصوص نیلوفر عزیز که باز هم مثل هر سال اولین نفر بود و برایم سنگ تمام گذاشت نیلوفرم همیشه دوستت داشتم و دارم و بدان با این که از تو دورم همیشه به یاد تو و آن روح زخمی اما پر امیدت هستم و می دانم در انتظار این همه مهربانی و سکوت و اشک خورشید است که به میهمانی قلبت باز می گردد پس باز هم منتظرش باش در یک قدمی توست ...

در بین این همه تبریک و تلفن و آف و اس ام اس از این جمله واقعا لذت بردم

حال که بار دگر بهار زندگیت با بهار طبیعت عجین شده است ، بد نیست یادی هم از بهار اراده ها و تصمیم هایت داشته باشی  که مدتهاست در زمستانی سرد و ساکت اسیر انجماد و بی تفاوتی ها شده اند.

این اس ام اس از طرف یکی از بهترین دوستانم بود و تاثیر زیادی در من داشت . به راستی چند نفر از ما هنوز از خواب زمستانی بلند نشده ایم و اتنظار معجزه در خواب هستیم نه بیداری؟؟!!!

  اما از همه این ها که بگذریم بهترین و زیباترین در تولدم خوابی بود که بر چشمانم امد و مرا به عالمی دیگر برد،در میان تبریک اقوام برای تولد جای یکی این میان مانند سال گذشته خالی بود و نبودش را همه احساس می کردند و آن ،بابا بزرگ مهربونم بود که هر سال به عمو ها و عمه ها یاد آوری می کرد چند روزه دیگه تولد نازنینه مبادا یادتون بره ...!!اون شب خیلی دلم گرفت ..یهو براش تنگ شد و باز گوشه چشمانم را از نبودش پر از اشک کرد ..خوابیدم و او با همان مهربانی اش به خوابم آمد و با دسته گلی در دست تولدم را تبریک گفت و بوسه ای بر گونه ام زد و باز رفت  ..هنوز هم گرمی و طراوت آن بوسه را از بابابزرگ بر گونه هایم احساس می کنم ..کاش هرگز بیدار نمی شدم.

____________________________________

بار دگر نزد تو باز می گردم و این بار تو از تمام وجود مرا در آغوش می گیری و مهربانی ات را چون سایه ای همیشه همراه بر سرم می افکنی،در گوشم زمزمه  می کنی ترانه می خوانی و مرا بر بال فرشتگان سوار می کنی دو بال پرواز به من هدیه می دهی و می گویی این ارزانی تو تا می توانی پرواز کن و از دنیا و برخی نامهربانی هایش فاصله بگیر و گاه نزد من بیا ،من از دلتنگی هایم برایت می گویم و تو اشک را از چشمانم پاک می کنی و نوازشی بر گونه هایم هدیه می دهی و با چشمانت دوباره امید به خودتت را در این جسم خاکی و گاه خسته از زندگی ام به جریان می اندازی و من می دانم هستم تا خدا خداست و این گونه مرا و دعای مرا به اجابت می رساند!!!   

 

نوشته شده توسط یه دوست!!! در ساعت  | لینک  | 

 

همدمم بمان....

تو را در آسمان شرق می جویم

جایی که آرزوهای نقره ای من خانه دارند

تو را در حسرت یک قوی تنها

تو را در بال و پره یک پرستوی شوریده

تو را در بوسه های پروانه

و مغرب گیسوان فرشته هایی که هرگز زمین را ندیده اند می جویم ..

Happiness Blooms !

 

من از تمام کلمات دنیا فقط دو کلمه را می خواهم

دوستت دارم و دلم می خواهد شکوفه ها و کوهستانها گرد من جمع شوند

و هزاران بار با من تکرار کنن دوستت دارم ...

می دانم شب و شبنم آنقدر ادامه پیدا می کند تا قلب دریایی کوچکمان روزی آفتابی شود...

به امید آن روز ...

 

For Your Sweetheart...

 

تمام شب و روزم را با یاد تو سپری میکنم . لحظه های تنهائی ام همدمی چون تو دارم و اوازم غزلی ست از تو . نگاهم به قاب عکس زیبایت است . همه ی جانم از فضل و گذشت توست . فکر میکنم که این جمله شایسته ی توست که بگویم : دوستت دارم...

نازنین جان هفدهمین  بهار زندگیت مبارک.      نیلوفر

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |