آقا جون. کاش بودی...
دلم برای عطر پیرهنت ...
دلم برای مهر و تسبیح و انگشتر عقیقت ...
دلم برای دستای چروکیده و نرمت..
دلم برای نگاه پر از آرامشت...
تنگ...
تنگ...
من... من..
چه کم عطر حضورتو حس کردم. چه کم..
اولین روز دانشگاه مثل اولین روز اول دبستان بود..۱۲ سال درس خوندی که آخرش به همچین روزی برسی و مثل اول مهر همون ۱۲ سال پیش مامان از زیر قرآن ردت کنه و زیر لب برات دعا بخونه که مادر به خدا سپردمت...
پر از هراس و دلهره...
حالا که چند روزه رفتم. با خودم می گم دانشگاه دانشگاه که می گفتن این بود آقا
؟نخواستیم. مال خودتون .حالا اون مکه ای تو پیش دانشگاهی به خاطر کنکوری بودنمون از دست رفتو به ما بدید...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی از دوستان بسیار لطف!! داره و با نظرات خصوصیش ما رو بیچاره کرده و خوشو معرفی هم نمی کنه..![]()
